۱۳۸۸ دی ۲۰, یکشنبه

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

عکس هایی که مهر خورده اند و جای سوزنای منگنه روشون باقی مونده، مهیج ترین چیزها هستند برای اینکه آدم جمعشون کنه . صاحب عکس معمولن بهش علاقه ای نداره چون عکسش قیچی خورده و سوراخ شده و دیگه از رنگ و رو افتاده، اما برای من میتونه اولِ کلی حرف و حدیث و فکر و خیال باشه. می شینم برای خودم کلی قصه می سازم که
اینو ببین چه موهاش رو کاکل کرده گذاشته بیرون ، هه هه حتما کلی سرِ گرفتن عکسش توی این اداره و اون یکی اذیتش کردن .
وای اینجا رو ببین، این عکس مال قبل ازعمل کردن دماغشه ، عکاسی ش رو هم یادمه تو خیابون ستارخان ، کنار اسباب بازی فروشی.
نرگس چرا عینکش رو این جور کج گذاشته ، شاید دعوا کرده بوده دیروزش با خواهرش طبق معمول و یک مشت به عینکش، هدیهء این دعوا بوده.
اه اه چه کت و شلوار شق و رقی، چه ریش زیادی هم گذاشته این آقا جواد؛ حتما برای کارگزینی اداره دولتی ای ...
ای وای این یارو عکاسه چه پدر پریسا رو درآورده، انگار که خسته اش کرده، انقده صاف و صوفش کرده و امر و نهی کرده بهش.
این عکست رو بگذارم روی چشمهام ، بو کنم ؛ شاید بعد از این همه سال هنوز بوی خوب دستات رو توی خودش نگه داشته باشه.
حسین رو ببین ، چه خندیده به روی آقای عکاس ، مات و مبهوت دوربینش شده بوده شاید. داره فکر می کنه موهای آقای عکاس چرا کوتاه بلنده...

لطفا عکسای سوراخ سوراخ و پاره پوره تان را دور نیاندازید. یک گوشه ای ، توی یک قوطی کبریتی ، چیزی ، برای دفعه بعدی ای که همدیگه رو دیدیم نگه دارید